مي توان شاد بود و شاد زيست ...
مانند قلب كودكي كه قهر هارا اشتي مي دهد و زشتي ها را زيبايي مي بيند
***
مي توان معصوم بود و معصومانه زيست...
مانند چشمان كودكي كه برق معصوميت ان از كيلومتر ها پيداست و در چهره اش شادي موج مي زند عاري از هر گونه نفرت
***
مي توان ديوانه بود و ديوانه وار زيست.....
مانند كسي كه ديوانه وار عرض كوچه ها را مي پيمايد و روي جدول خيابان راه مي رود تا پشت در كلاس با چشماني اشك الود نايستد
***
مي توان عاشق بود و عاشقانه زيست....
مانند كودكي كه عاشقانه معلمش را مي نگرد دستان گرمش را به دست او مي سپارد و بر گونه اش بوسه مي زند