تبليغاتX
همه و هیچ
   

منوي اصلي

لينکهاي سريع

آرشيو ماهانه

87041.aspx
86112.aspx
86094.aspx
86081.aspx
86034.aspx
85121.aspx
85114.aspx
85112.aspx
85111.aspx
85104.aspx
85103.aspx
85102.aspx
85101.aspx
85094.aspx

لينك دوستان


زيباترين قالب هاي وبلاگ
باران گل
عشق های زیرزمینی
سیمرغ


لوگوي دوستان

لوگوي شما


آمار بازديد

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button



 

تبليغات

زيباترين قالب هاي وبلاگ


همه و هیچ

با توام ای سهراب ، ای به پاکی چون آب
 
یادته گفتی بهم :
 
تا شقایق هست زندگی باید کرد
 
نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد
 
دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد
 
یادته گفتی بهم
 
اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا   
 
که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی تو
 
اومدم آهسته
 
نرم تر از پر قو
 
خسته از دوری راه     خسته و چشم براه
 
یادته گفتی بهم
 
عاشقی یعنی دچار
 
فکر کنم شدم دچار
 
تو خودت گفتی
 
چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا بشه
 
آره    تنها باشه
 
یار غم ها باشه
 
یادته می گفتی
 
گاه گاهی قفسی می سازم ، می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیمان تازه شود
 
دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه
 
صاحب یک نفسه
 
نیست که تازگی بده ، این دل تنهائی من
 
پس کجاست اون قفس شقایقت ، منو با خودت ببر با قایقت
 
راستی می گفتی
 
کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود
 
آره کاشکی دلشون شیدا بود
 
من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب
 
تو خودت گفتی بهم
 
بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است

نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 18:3    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ


آن روز که من دیگر وجود ندارم و کالبدم از هم فرو پاشیده و غبار شده است، بر سرگور من مگذر ای یار یگانه ام ، ای که چنین ژرف و صمیمانه دوستت داشته ام و بی شک بر من فرا خواهی زیست ...
تو در آنجا چیزی گم نکرده ای .

به فراموشیم مسپار ! اما در گرماگرم نگرانیها، شادیها و نیازهای روزمره نیز یادم مکن. نمی خواهم زندگی ات را بیاشوبم و راه بر گذار آسوده آن بر بندم .
اما اگر در ساعتی از ساعات تنهایی آن اندوه گنگ و بی دلیل بر دلت افتاد که جانهای پر عطوفت نیکش میشناسند، پس کتابی را ـ از کتابهای محبوبمان ـ بر گیر و آن صفحه ها و سطرهایی را بازجو، و آن کلماتی را بیرون آور که به هنگام خواندنشان ـ آیا به یاد داری ؟ ـ اشکهای ما شیرین و خاموش سرریز  می کرد .

آن سطرها را باز گو ! چشم بر هم نِه و دست به سوی من بگشای ... به سوی آن دوست غایب !

 از من بر نخواهد آمد که دستانت را بیفشرم . چون بازوانم ، بی هیچ جنبشی در خاک آرمیده اند . اما برایم اندیشه ای خوشایند خواهد بود و نوشین ، اینکه شاید دستان تو تماس گونه ای را در یابند.
و سیمای من در برابر تو سر بر خواهد داشت و از پس پلکهای بسته تو اشک سر ریز خواهد کرد، اشکهایی از آنگونه که ما در گذشته ها و دستخوش سحر زیبایی ریخته بودیم .
ای یگانه یار ! ای که چنین ژرف و صمیمانه دوستت داشته ام!

نوشته شده توسط پیمان در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 10:34    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت 

ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

نوشته شده توسط پیمان در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 10:30    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

در گذر گاه زمان خيمه شب بازي دهر با همه تلخي و شيريني خود مي گذرد عشق ها مي ميرند رنگ ها رنگ دگر مي گيرند و فقط خاطره هاست که چه شيرين و چه تلخ دست ناخورده به جا مي ماند

نوشته شده توسط پیمان در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 9:47    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

یه مطلب خنده دار:

 

نيک انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنن

نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 17:43    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

ا رب چه چشمه ايست محبت كه من از آن يك قطره آب خوردم و دريا گريستم

نوشته شده توسط پیمان در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 17:23    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

آنقدر شکست ميخورم تا راه شکست دادن را بياموزم! زندگي پر از شكست‌ها و پيروزي‌هاست بهتر است در راه آرزوهايمان شكست بخوريم نه اينكه شكست بخوريم و ندانيم براي چه شكست خورده‌ايم

نوشته شده توسط پیمان در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:10    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد

نوشته شده توسط پیمان در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 18:19    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ

به کوه گفتم عشق چيست ؟ لرزيد                                                     

به ابر گفتم عشق چيست ؟ باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيدن

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست ؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست ؟ .........

نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 16:48    بيان انتقادات و پيشنهادات

همه و هیچ


زندگی زیباست:

((مهربانیست. سیب است .ایمان است.

آری

  تا شقایق هست زندگی باید کرد))

                                             ((سهراب سپهری))

نوشته شده توسط پیمان در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 16:45    بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

دوشنبه سوم تیر 1387


  • سه شنبه نهم بهمن 1386

  • شنبه بیست و چهارم آذر 1386

  • جمعه چهارم آبان 1386
  • تا کدوم...
    سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386

  • شنبه پنجم اسفند 1385

  • یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
  • شوخی
    شنبه چهاردهم بهمن 1385

  • دوشنبه دوم بهمن 1385
  • ای سهراب
    شنبه سی ام دی 1385

  • پنجشنبه بیست و یکم دی 1385
  • داداشی
    شنبه شانزدهم دی 1385
  • در رویا های..
    شنبه شانزدهم دی 1385
  • بغض شب
    شنبه شانزدهم دی 1385
  • یادمان باشد
    شنبه شانزدهم دی 1385
  • کنم هر شب دعایی کز .....

  • درباره





    نويسندگان



    لوگوي ما

    همه و هیچ


    لينك دوني


    طراح قالب


    اين قالب توسط Temp-Designer.Net طراحي و ترجمه شده.
     



    صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب




    Powered By Temp-Designer.Net & .Com Copyright © 2008 by Amirreza Keypour

    www.mashhadteam.ir